یه مدتی هست احساس میکنم نیاز شدیدی به آموزش اسکیس و پرزانته در سطح دانشجویان معماری و شهرسازی هست...

من خودم  یواش یواش تو مسابقات معماری متوجه قضیه شدم....و بعد اوائل سعی میکردم فقط کارهای خوب رو عینا یاد بگیرم و عینا واسه دل خودم کپی شان کنم....به مرور متوجه مفاهیمی شدم که با به کار بردنشان میتونستم کارم رو خوش فرم تر و جذابتر نشان بدم....

باری سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ یه توفیق اجباری ای داشتم برای تدریس درس بیان معماری در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز  و راستشو بگم به مرور علاقم بیشتر شد...کما اینکه من خودم دوره تحصیل یه زمانی تقریبا تمامی کارهای معماران مشهور رو -مخصوصا لوکوربوزیه رو- واسه آشنایی دوباره کشیدم و باز هم کشیدمشان و باز هم کشیدم و ....

این کار علاوه بر اینکه منو با نحوه برخورد معمارهای بزرگ آشنا کرد دانش معماری منو بالا برد و الان تقریبا اکثر کارهای معماران بزرگ رو میتونم بگم و تحلیلشان کنم و میشناسمشان....چون نه فقط دیدم و خوندم بلکه بارها کشیدمشان....به هر حال بحثی که شروع کردم و ادامه خواهم داد بحثی هست که می خوام نه به عنوان یک معلم و استاد بلکه به عنوان یک برادر و دوست  تجربیات خودم رو اینجا بنویسم و مدونشان کنم و آموزش بدم ...

کما اینکه از ترم مهر ۱۳۸۷ انشاالله در کنار دروس تئوریک دروس عملی و پایه طراحی معماری -که تو این مدت ۸ ماهه روش مطالعه و تمرین خواهم کرد- رو در دانشگاه تدریس خواهم کرد به لطف خدا..

ولی تقریبا هر هفته یک مطلب آموزشی در این مورد خواهم نوشت که اسمشو می ذارم ارائه ترکیبی