هر حرفه اي که هستيد ، نه اجازه دهيد که به بدبيني هاي حاصل آلوده شويد و نه بگذاريد که بعضي لحظات تأسف بار که براي هر ملتي پيش مي   آيد شما را به يأس و نااميدي بکشاند.

ممکن است کوته فکرهای پرمدعایی پیدا شوند که روش و بینش و منطق پاک و علمی شما را زیر سوال ببرند و یا بر شما سرکوفت زنند....باری به خدا توکل کنید که هر کس بر خدا توکل کند خدا او را بس است.

این جمله عمیق و ژرف "هر کس بر خدا توکل کند خدا او را بس است" را روزی پشت سر رییسی دیدم که در زبان میگفت توکلم فقط بر خداست ولی وقتی رفتار دوگانه اش را با صاحبان قدرتهای ظاهری زمینی میدیدم و خم و راست شدنهایش را بر صاحبان زر و زور و تزویر آنوقت فقط باز با خود زمزمه میکردم که "هر کس بر خدا توکل کند خدا او را بس است..."آری و گذشت ...بگذریم...

درآرامش حاکم بر آزماشگاه ها و کتابخانه هايتان زندگي کنيد.
نخست از خود بپرسيد براي يادگيري و خودآموزي چه کرده ام؟

سپس همچنان که پيش مي رويد ، بپرسيد: من براي کشورم چه کرده ام ؟

اين پرسش را آن قدر ادامه دهيد تا به اين احساس شادي بخش و هيجان انگيز برسيد که شايد سهم کوچکي در پيشرفت و اعتلاي بشريت داشه ايد .

ما هر پاداشي که زندگي به تلاش هايمان بدهد يا ندهد، هنگامي که به پايان تلاش هايمان نزديک مي شويم ، هر کداممان بايد اين حق را داشته باشيم که با صداي بلند بگوييم:                                    

«من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام»